منهاج سراج
75
طبقات ناصرى ( تاريخ كامل ايران واسلام ) ( فارسى )
را دل ميخواست ، كه كسى قريش را خبر كند ، و قريش را از آمدن لشكر صحابه هيچ خبر نبود ، ابو سفيان حرب ، و بديل و رقاء [ ( 1 ) ] از مكه به تفحص آمده بودند ، در شب تاريك با هم ميگفتند : كه ما لشكر ازين زياده نديدهايم ، عباس سخن او را بشناخت ، آواز داد : « اى ابو سفيان ! واى بر قريش ! » . ابو سفيان خود را در پناه عباس انداخت ، ديگر روز بامداد به خدمت مصطفى آمد ، ايمان آورد . پيغامبر با ده فوج سوار ، هر فوج يك هزا مرد با سلاح چنانچه جز چشم و گوش و لب هيچ ديگرى ظاهر نبود ، به مكه در آمدند ، و خلق متفرق شد ، و پيغامبر به مسجد آمد ، و طواف كرد ، و به تازيانه بسوى بتان اشارت ميكرد ، و ايشان برهم مىافتادند ، و پانزده روز در مكه بود ، پس بجانب حنين آمد ، و هوازن و ثقيف ميان مكه و طايف بودند ، و مهتر ايشان عوف بن مالك بود ، و مصطفى با دوازده هزار مرد از مهاجر و انصار . و دو هزار مكيان چون بحنين رسيدند ، قتال پيوستند ، و هزيمت بر مشركان افتاد . هزار تن را اسير كردند و مواشى و مال چندان بدست اسلاميان آمد ، كه در حساب نيايد . باقى مشركان بطائف رفتند ، و در حصار درآمدند ، و آن حصار فتح شد و مصطفى بازگشت ، بمدينه آمد ، ولادت ابراهيم پسر مصطفى درين سال بود . صلّى اللّه عليه و على آله و اصحابه اجمعين . السنة التاسعه من الهجره اين سال را سنة البراءة خوانند ، و غزوهء تبوك درين سال بود ، و سبب آن بود ، كه هرقل ملك روم استعداد آن كرد ، كه بنفس خود قصد حضرت رسالت كند ، و براى استيصال لشكر اسلام بمدينه آيد [ ( 2 ) ] ، چون راى باصغا رسيد ، سيد كونين [ ( 3 ) ] را از آن حال معلوم شد ، صحابه را رضى اللّه عنهم فرمان داد : كه استعداد عزم روم كنيد ، و عموم احوال و جميع اوقات ديگر ، هر گاه كه سيد المرسلين غزوه مصمم [ ( 4 ) ] كردى ، آن را در پرده داشتى ، و به ظاهر نفس بجانب ديگر گماشتى ، تا خصم را از توجه لشكر معلوم نگشتى . اما درين سفر ، خواجهء
--> [ ( 1 ) ] اصل : بديل و وفار . [ ( 2 ) ] اصل : آرد [ ( 3 ) ] اصل : چون راى با صفا رسيد كونين را . . . [ ( 4 ) ] اصل : بر غزوه مصصم .